عشق

نام من عشق است
می شنا سیدم؟
زخمی ام زخمی سراپا
می شناسیدم؟
باشماطی کردم راه درازی را
خسته ام خسته
می شناسیدم؟
این زمان گرچه ابری پوشانده است رویم
من همان خورشید تابانم
می شناسیدم؟
این چنین بیگانه ازمن رومگردانید
درکف فرهاد تیشه من نهادم،من
من شکستم بیستون را،من
من همان مهربان سالهای دورم رفته ام ازیادتان یا
می شناسیدم؟
نام من عشق است
می شنا سیدم
+ نوشته شده در سه شنبه سیزدهم تیر ۱۳۹۱ ساعت 18:16 توسط ت*ن*ه*ا*
|
